بر اساس صنعت
خدمات تخصصی
ساعتهایت را صرفِ کاری کن که مشتری بابتش پول میدهد، نه کارِ اداریِ دورش.

زمانِ قابلفاکتور مدام به کارِ اداری نشت میکند.
کارِ اداری روزِ قابلفاکتور را میخورد
پذیرش، زمانبندی، دنبالکردنِ مدارک، ایمیلِ وضعیت. ساعتهایی که هرگز روی فاکتور نمیروند.
اطلاعاتِ مشتری پخش است
جزئیات در ایمیل، یک اکسل و حافظهی یک نفر است. پیداکردنِ تصویرِ کامل از خودِ کار بیشتر طول میکشد.
همان جوابها، دوباره تایپشده
مشتری همان سؤالِ روند و وضعیت را میپرسد، و تو یا تیمت هرکدام را دستی جواب میدهید.
کارِ اداریِ کمتر، تا تخصص پول دربیاورد.
ما نرمافزارِ تازهی دفتری نیستیم؛ جریانِ کار را دورِ کاری که همین حالا میکنی مرتب میکنیم. یک جای روشن برای اطلاعاتِ مشتری، سؤالِ پذیرش و وضعیت که بدونِ تایپِ دوبارهی تو جواب میگیرد، و ابزارهای کوچکِ داخلی که قدمهای تکراری را از تیمت برمیدارند. قضاوتت مالِ خودت میماند؛ کارِ تکراریِ دورش کوچک میشود.
نمای زنده (بهزودی)
چطور به آن نگاه میکنیم
یک جا برای مشتریها
مخاطب، پرونده و وضعیت جایی جمع میشوند که تیمت پیدایشان کند.
جوابِ سؤالِ وضعیت
«پروندهام کجاست؟» از خودِ سوابقت، با لحنِ خودتان جواب میگیرد.
پذیرشِ روانتر
مشتری تازه در آنچه لازم داری راهنمایی میشود، تا روزِ اول چیزی کم نباشد.
قدمهای تکراری خودکار
بخشهای دستیِ بینِ کارها انجام میشوند، تا آدمها کارِ تخصصی کنند.
چه تحویل میگیرید
- یک جای روشن برای مخاطب، پرونده و وضعیتِ مشتری.
- سؤالِ پذیرش و وضعیت، بدونِ تایپِ دوباره.
- ابزارهای کوچکِ داخلی که قدمهای تکراری را برمیدارند.
- زمانِ قابلفاکتورِ کمتری که به کارِ اداری میرود.
- یک آموزشِ کوتاه تا تیمتان بدونِ ما ادارهاش کند.
چطور کار میکنیم
شناخت (Know)
نگاه میکنیم ساعتهای قابلفاکتور کجا نشت میکنند: پذیرش، دنبالکردنِ وضعیت، و قدمهایی که بینِ کارها تکرار میشوند.
بینش (Insight)
آنچه را سیستم باید بردارد از آنچه قضاوتِ حرفهایات باید، جدا میکنیم؛ بهخصوص هر چیزِ حساس.
چشمانداز (Vision)
جریان را طراحی میکنیم: یک نمای مشتری، سؤالهایی که جواب میدهد، و قدمهایی که از تیمت برمیدارد.
اقدام (Act)
وصلش میکنیم، کنارِ روشِ فعلی اجرایش میکنیم، با شیوهی کارت تنظیمش میکنیم، و میمانیم تا کارِ اداری کم شود.
خدماتی که معمولاً به کار میآیند
پرسشهای پرتکرار
باید نرمافزارِ دفتریمان را عوض کنیم؟+
نه. به ابزارهایی که همین حالا داری وصل میشویم و جریانِ کار را دورشان مرتب میکنیم. کارِ اداری را کم و کمکهای کوچک اضافه میکنیم؛ سیستمهایت را بیرون نمیکشیم.
محرمانگیِ مشتری امن است؟+
قواعدِ دسترسی تعیین میکند چه کسی و چه چیزی هر پرونده را ببیند، مسائلِ حساس به یک آدم میرسند، و داده در کنترلِ شما میماند. مرزها را قبل از فعالشدن توافق میکنیم.
دستیار به مشتری جوابِ اشتباه میدهد؟+
فقط از خودِ سوابقت جواب میدهد، و وقتی مطمئن نیست همین را میگوید و مشتری را به تو میسپارد. روی مسائلِ حرفهای هرگز از خودش نمیگوید.
واقعاً از کدام خدمت شروع میکنیم؟+
معمولاً اول یک نمای مشتری و سؤالِ وضعیت، چون سریعتر زمان برمیگردانند، بعد ابزارهای داخلی. ترتیب را در تماسِ اول میچینیم.
آمادهای بخشِ بیشتری از روزت را فاکتور کنی؟
یک تماسِ رایگان. بگو ساعتهایت کجا نشت میکنند؛ صادقانه میگوییم اول کدام تکه را درست کنیم.


