بر اساس صنعت
فروشگاه و خردهفروشی آنلاین
ببین واقعاً چه میفروشد، و بگذار مشتری بیدخالتِ تو جوابش را بگیرد.

عددهایت در پنج جا پخشاند و هیچکدام با هم حرف نمیزنند.
دادهی فروش پخش است
صندوق، فروشگاهِ آنلاین و یک فایلِ اکسل هرکدام یک تکه دارند. هیچ نمای واحدی نمیگوید فروشگاه واقعاً چطور کار میکند.
تصمیمِ موجودی حدس است
بر اساسِ حس سفارش میدهی؛ پس پرفروشها تمام میشوند و کالای کمگردش پولت را حبس میکند.
همان سؤالها، تمامِ روز
موجود هست؟ کِی ارسال میشود؟ مرجوعی چطور است؟ دستی، پیامبهپیام جواب داده میشود.
یک تصویرِ روشن، و فروشگاهی که خودش جواب میدهد.
ما پلتفرمِ فروشگاهیِ تازهای نیستیم؛ فروشگاهی را که همین حالا داری معنا میکنیم. فروشت در یک نما که واقعاً میشود خواند، سؤالهایی که با کلماتِ ساده میپرسی، و دستیاری که سؤالِ موجودی و ارسال و مرجوعی را برمیدارد تا تو میزِ پشتیبانی نباشی. تو به فروش ادامه میدهی؛ کارِ تکراری کوچک میشود.
نمای زنده (بهزودی)
چطور به آن نگاه میکنیم
یک نما از فروش
صندوق و فروشگاهِ آنلاین کنارِ هم، تا کلِ فروشگاه را یکنگاهی ببینی.
با کلماتِ ساده بپرس
«ماهِ پیش چه چیزی بیشتر فروخت؟» بدونِ اکسل جواب میگیرد.
جوابِ سؤالِ مشتری
موجودی، ارسال و مرجوعی؛ فوری و با لحنِ خودتان.
سفارش بر پایهی شاهد
ببین چه چیزی میگردد و چه چیزی میماند، تا سفارشِ مجدد دیگر حدس نباشد.
چه تحویل میگیرید
- فروشت از صندوق و فروشگاهِ آنلاین در یک نمای روشن.
- سؤالهای ساده که از عددهای خودت جواب میگیرند.
- دستیاری برای سؤالِ موجودی، ارسال و مرجوعی.
- یک خوانشِ ساده از اینکه چه چیزی را سفارش بدهی و چه چیزی را کم کنی.
- یک آموزشِ کوتاه تا تیمتان بدونِ ما ادارهاش کند.
چطور کار میکنیم
شناخت (Know)
نگاه میکنیم دادهی فروشت کجا زندگی میکند و کدام سؤالها را مدام بیجوابِ سریع میپرسی.
بینش (Insight)
عددهایی که تصمیم میسازند را از نویز جدا میکنیم، و سؤالی که سیستم جواب میدهد را از سؤالی که خودت باید.
چشمانداز (Vision)
نما و دستیار را طراحی میکنیم: اول چه میبینی، مشتری چه میتواند بپرسد، و کجا به تو تحویل میدهد.
اقدام (Act)
وصلش میکنیم، کنارِ روشِ فعلی اجرایش میکنیم، با فروشگاهت تنظیمش میکنیم، و میمانیم تا جای خودش را باز کند.
خدماتی که معمولاً به کار میآیند
پرسشهای پرتکرار
باید پلتفرمِ فروشگاهیمان را عوض کنیم؟+
نه. به صندوق و فروشگاهِ آنلاینی که همین حالا داری وصل میشویم. عددها را کنارِ هم میآوریم و یک دستیار اضافه میکنیم؛ جایگزینِ فروشگاهت نمیشویم.
دادهمان بههمریخته است. مشکلساز است؟+
عادی است، و نقطهی شروعِ ماست. بخشی از کار مرتبکردن و بههموصلکردنِ چیزی است که داری، تا نمایی بگیری که بشود به آن اعتماد کرد.
دستیار جوابِ موجودیِ اشتباه نمیدهد؟+
از دادهی زندهات جواب میدهد، و وقتی مطمئن نیست همین را میگوید و مشتری را به تو میسپارد. مرزِ صادق بهتر از حدسِ بااعتمادبهنفس است.
واقعاً از کدام خدمت شروع میکنیم؟+
معمولاً اول یک نمای روشنِ فروش، تا تصمیمها سریعتر شوند، بعد دستیارِ مشتری. ترتیب را در تماسِ اول میچینیم.
آمادهای فروشگاهت را شفاف ببینی؟
یک تماسِ رایگان. بگو عددهایت کجا پنهاناند؛ صادقانه میگوییم اول کدام تکه را درست کنیم.


